یک پاراگراف از یک کتاب

من به وضع عادی کاری ندارم. اگر می‌خواهید درباره خوی و اخلاق و برازندگی دوست خود چیزی بدانید باید او را در وضع دشوار بیازمایید، نه در زندگی عادی روزانه که همه‌چیز خوش و خرم است. آیا می‌توان تنها با ارزیابی کارهای یک تبهکار در یک روز «عادی»، میزان خطری را که او برای جامعه دارد برآورد کرد؟ آیا می‌توان بدون ملاحظه‌ی امراض و بیماری‌های واگیردار، سلامتی را فهمید؟ به راستی گاه چنین می‌نماید که وضعیت عادی ارزش بررسی ندارد.
در زندگی اجتماعی، کمابیش همه‌چیز در پی تکانه‌ها و پرش‌های کمیاب اما پی‌درپی پدید می‌آید. ولی هر پژوهشی که درباره زندگی اجتماعی صورت می‌گیرد به «توزیع نرمال»، به ویژه «نمودار زنگوله‌ای» نظر دارد که عملا هیچ‌چیز به شما نمی‌گوید. چرا؟ چون این نمودار انحراف‌های بزرگ را نادیده می‌گیرد؛ نمی‌تواند آنها را پردازش کند؛ با این همه به ما اطمینان می‌دهد عدم قطعیت را در کمند آورده‌ایم. این شیوه در این کتاب «فبف» نام دارد: «فریب بزرگ فکری.»

— نسیم نیکولاس طالب, کتاب قوی سیاه
از آپارات واوک