من هم زمانی که تصادفا این کتاب را در کتابفروشی دیدم با چشمانی باز و دهانی گشاده(!) از این که حسین شهرابی کوتاه‌ترین داستان مرا هم در آن گنجانده است شگفت زده شدم چرا که امکان داشت هرگز از وجود چنین کتابی آگاه نشوم!